برچسب:
نویسنده: یوسف حسینی
چه حرفی توو نگاهت هست ، که چشمات زندگی داره
که این دنیایِ تکراری کنارت ، تازگی داره
همیشه بین عقل و عشق یکی هم دستِ آدم نیست
از عشق همینو میدونم ، که هیچوقت دستِ آدم نیست
یه جا تسلیم عشق بودن همه دیوونگیت میشه
کسی که فکر نمیکردی ، تمومِ زندگیت میشه
چه دنیایی به من دادی ، به من که دل نمیدادم
چه عشقی توو دلم گُم بود ، که با تو یادش افتادم
نوشته شده در شنبه ۱۳۹۶/۰۸/۲۷ساعت 11:40 توسط عاشق و ديوونه صبــا|
برچسب:
نویسنده: یوسف حسینی
برچسب:
نویسنده: یوسف حسینی
گاهيدلت بهانه هايي مي گيرد که خودت انگشت به دهان مي ماني...!!گاهي دلتنگي هايي داري که فقط بايدفريادشان بزني اما سکوت مي کني ...گاهي..!!پشيماني از کرده و ناکرده ات...گاهي دلتنمي خواهد ديروز را به ياد بياوري انگيزه اي برايفردا نداري و حال هم که...گاهي فقط دلتميخواهد زانو هايت را تنگ در آغوش بگيري وگوشه ايگوشه ترين گوشه اي...! که مي شناسي بنشيني و"فقط"نگاه کني...گاهي چقدر دلت براي يک خيال راحتتنگ مي شود...
نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۶/۰۹/۰۸ساعت 8:46 توسط عاشق و ديوونه صبــا|
برچسب:
نویسنده: یوسف حسینی
تورا با تيشــه عشقم ميان مرمر قلبـم تراشيدم . از آن پس هم تورا چون بت پرستيد
بهترين تصوير عمرم...
نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۶/۰۹/۱۳ساعت 12:24 توسط عاشق و ديوونه صبــا|
برچسب:
نویسنده: یوسف حسینی
برچسب:
نویسنده: یوسف حسینی
برچسب:
نویسنده: یوسف حسینی
برچسب:
نویسنده: یوسف حسینی
خوشحال؟!
اوضاع خرابم
روزگار بَدم
مشکلات زندگيم
به کنار
اينکه تو نيستي
يه درد خوب نشدنيه
حالم خوب نيس
خوشحال نيستم
تو که نباشي
ديگه اميدي به زندگي....
کاش بودي...
نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۶/۰۹/۲۸ساعت 10:34 توسط عاشق و ديوونه صبــا|
برچسب:
نویسنده: یوسف حسینی
برچسب:
نویسنده: یوسف حسینی
برچسب:
نویسنده: یوسف حسینی